| دیدار امسال نخبگان جوان با رهبر معظم انقلاب حاشیه های جالب و مهمی داشت. اما آنچه این حاشیه ها را جذاب تر از همیشه می کرد، برخورد زیبای رهبر فرزانه انقلاب با سخنان انتقادی یکی از دانشجویان حاضر در این مراسم بود.
همچون بقیه روزهایی که دیدارهای رهبری برگزار میشود، خیابان فلسطین پر بود از افرادی که با شوق ساعتها قبل از دیدار در حال ورود به حسینیه امام خمینی (ره) بودند. دقایقی برای دریافت کارت دیدار معطل شدیم. در این مدت پسر شهید دادمان را دیدم. شنیده بودم که قرار است در دیدار بهعنوان نخبه ادبی در محضر رهبری صحبت کند. اما گفت که بنیاد ملی نخبگان فرصت صحبت ایشان را منتفی کرده است.
با حضور رهبري جلسه شروع شد. به روال معمول پس از قرائت قرآن و گزارش خانم سلطانخواه قرار بود بخشي از نخبگان ديدگاههايشان را با رهبري طرح كنند.
خانم سلطانخواه در انتهاي گزارش در اقدامي شايسته از دكتر واعظزاده، رئيس سابق بنياد ملي نخبگان تقدير و تشكر كرد.
نخبگان يك به يك شروع كردند به صحبت و تقريبا از هر دري سخن گفته شد. برخي نكات جالب و قابل تامل بود :
· یکی از آقایان صحبت از دِین و مسوولیت نخبگان نسبت به جامعه کرد و اینکه شکوفایی استعدادمان را مرهون اين كشور هستیم، پس باید با وجود مشکلات تلاش کنیم که کاری برای جامعه انجام دهیم. ايشان در انتهای صحبتش، صميمانه خطاب به رهبری گفت كه ما برای ناله کردن اينجا نیامدیم. آمدیم که بگوییم میخواهیم راهي را كه شما ميخواهيد برویم.
· بخش زيادي از نخبگان مکرراً از ضرورت نگاه دینی و بومی و اسلامی به مسائل كشور كردند و اينكه نبايد متأثر از غرب بشويم و با امكانات كشورمان مسائل آنها را حل كنيم كه اين نگاه مورد تقدير رهبري هم قرار گرفت.
· نخبه ديگري از ضرورت توجه به تصوير نیازهای آینده کشور وحرکت علمی به سمت نیازهای آينده كشور گفت و اينكه بايد تمدن ايراني و اسلامي را براي هدايت روند علمي كشور ترسيم كنيم.
· خانمي از آقا خواست تا هدیهای معنوی به جمع بدهند : دعا برای پدر و مادرهای بچهها.
فرصت تمام شد و دوباره مثل همیشه چند نفری در جمع دست بالا بردند که صحبت کنند. یکی هم پا شد كه صحبت كند اما با فشار زیاد اطرافيان منصرف شد و نشست. اين صحنه از چشم آقا پنهان نماند. آقا رو به وسط جمعیت کردند و گفتند: آن برادری که پا شده بود و نشاندنش بیاید صحبت کند.
برادر متقاضي در جايگاه قرار گرفت. معلوم شد دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف است. ابتدا از نحوه انتخاب افراد گله كرد و گفت كاش به گونهاي انتخاب انجام ميشد كه ما بدانيم چگونه ميتوانيم صحبت كنيم.
چند مقدمه را طرح کرد که همگی نشاندهنده این بود که میخواهد حرفهای متفاوتی بزند.
گفت از روی دلسوزی برای ملت این حرفها را میزند. فکر میکند که اگر این نکات رعایت شود گشایشی در کشور خواهد بود. لحنش صريح بود اما مودبانه.
اول از صدا و سیما گله کرد. اینکه واقعیتهای جامعه را درست بیان نمیکند و اینکه فضای گفتگوی آزاد در آن نیست. وقايع را گزينشي پخش ميكند و... گفت اگر بخواهيم رسانههاي كشور اخلاقي شوند بايد بزرگ رسانهها آغازگر آن باشد.
در بخش دوم از بسته بودن فضای نقد رهبری گله کرد. گفت نميپذیرد كه کسی نقدی ندارد. اما شاید عدهای در نقد رهبری رودربایستی داشته باشند اما به هر حال این فضا خوب نیست. گاهی سخنانش نیش های سیاسی تندی هم داشت که برخی دانشجویان و نخبگان صدایشان درآمده بود اما رهبری به آرامی گوش می دادند.
در محور سوم از رابطه حکومت با مردم گله کرد و اینکه حکومت باید رئوفانهتر با مردم برخورد کند، تا فضاي جامعه اخلاقي شود. از برخی برخوردهای پس از انتخابات با معترضان گلایه داشت و گفت اگر فضاي جامعه رو به اخلاقي شدن نميرود بايد در سياستهاي سيساله تجديد نظر كنيم.
در اواسط صحبتش یادداشتی حاکی از اتمام وقت به ایشان دادند. رو به آقا گفت: می گویند كه وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم. آقا با کمال اشتیاق فرمودند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبتهای شما هستم. صحبتهایش را در کمال آرامش تا انتها به پایان رساند و از وقتی که به او داده شد، تشکر کرد.
جالب آنکه برای سایر نخبگان 4 دقیقه وقت در نظر گرفته بودند اما این دانشجو با وجود اتمام وقت با اجازه آقا، بیشتر از 10 دقیقه صحبت و انتقاد کرد. آقا هم به او مثل سایر سخنرانان «طیب الله انفسکم» گفت. رهبری در صحبتهایش چند باری به صحبتهای این جوان پاسخ دادند و او را برادر عزیز خطاب کردند و گفتند: « اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند. خيال نكنيد من از شنيدن اينجور حرفها ناراحت ميشوم؛ نه، من از اينكه اين حرفها زده نشود، ناراحت ميشوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضىها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال ميكنند من خوشم نمىآيد، نميزنند؛ از نگفتنش ناراحت ميشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نميشوم. اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.»
البته پس از صحبتهاي اين جوان افراد ديگري هم بلند شدند. از جمله پسر شهيد دادمان _ که اتفاقا به صحبتهای آن دانشجو انتقاد داشت_ رو به آقا گفت كه به ما هم كه از بخش ديگري از دانشجويان بوديم اجازه صحبت داده نشد كه آقا فرمودند اين را بگذاريد به حساب كمبود وقت. البته دادمان انتقادهایش را به صحبت های آن دانشجو در چند جمله گفت و نشست. جوان ديگري هم چفيه آقا را به عنوان هديه مطالبه كرد كه آقا موافقت كردند.
جلسه فضاي خاصي پيدا كرده بود و جمع مشتاقانه منتظر سخنان مولاي خود بودند. رهبري سخنان را آغاز كردند و نكات مهمي را طرح كردند:
· ابراز خوشحالي از جلسه و ابراز خوشحالي از اينكه سخنان نخبگان هر سال قويتر و عميقتر از قبل ميشود.
· یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی به نخبگان با خدمت به كشور
· تأکید بر اهمیت علم در اقتدار جمهوری اسلامی و اینکه پول کافی نیست. چرا كه برخي كشورها همچون كشور سعودي پول دارند اما اقتدار سياسي ندارند.
بخشي از سخنان رهبري هم پاسخ به سخنان اين جوان بود :
· درباره مسائل پس از انتخابات يك سینه پر از حرف است... اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.
· با نقد رهبری مخالف نیستم. برخی وقتها به من میگفتند که در تابلوهای اعلانات فلان دانشگاه نقدهای تند و حتی توهینآمیز میشود. میگفتم خوب بشود اشکالی ندارد. بگذارید دانشجویان با هم آزادانه در محیط دانشگاه بحث کنند و پاسخ بدهند. البته الان هم نقد رهبري انجام ميشود و زياد هم انجام ميشود. به گوش من هم ميرسد.
· اين را هم شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم، همهى برنامههاى صدا و سيما را مىآورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخير، از خيلى از برنامههاى صدا و سيما بنده راضى هم نيستم؛ از جمله، از همين من راضى نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبليغاتى و حرفهائى كه زده شد و تظاهراتى كه ميشد و مجادلاتى كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه تو تلويزيون پخش شد؛ به خاطر همين، كه يعنى ما آزادانديشيم!
· من هم معتقدم صدا و سیما همه واقعیتهای جامعه را منعکس نمیکنند اگر صدا و سيما ميتوانست واقعيات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانيد امروز اميد نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دينش، به نظام جمهورى اسلامىاش، بمراتب بيشتر از حالا بود. اين ايراد ماست به صدا و سيما
· در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ ...مسئلهى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟!
· اينجور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه ميشود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئهها در داخل كشور محور حركت قرار ميگيرد، خودش اصلاً نفهمد.
· در همين حوادث سياسى اخير و در مجموع حوادث اين سى سال، كشور بتدريج به مجموعهى مصونيتدار، ضد ضربه، ضد بمب تبديل شده؛
هميشه دلم ميخواست يك بار فرصت صحبت در حضور رهبري به جواناني كه متفاوت از ما فكر ميكنند داده شود. بسياري از آنها را مغرض نميدانم بلكه متاثر از فضاي سنگين رسانهاي هستند. يادم هست كه نهاد نمايندگي ولي فقيه در يكي از ديدارهاي دانشجويي ماه رمضان از يكي از تشكلهاي به اصطلاح دوم خردادی دعوت كرد. اما آنها قبول نكردند. ظاهرا نميخواستند اين تريبون را به رسميت بشناسند. بنده هم در دو مرتبهاي كه محضر رهبري صحبت كردم ارادهاي مبني بر ممانعت احساس نكردم. ديدارهايي كه توفيق ما شد همه داراي روالهاي مشخص براي انتخاب افراد بود. مثلا نماينده تشكلها. به ما ميگفتند آقا از تملق خوشش نميآيد، صراحت را دوست دارد و...
به هر حال تا كنون اين اتفاق کمتر افتاده بود. رهبري هم بعضا از اين روند گلايه كرده بودند. امروز خيلي خوشحال شدم كه قشر ديگري از جوانان كشور، ديدگاههايشان را با رهبري طرح كردند. تجربه نشان داده بود كه رهبري از آنها استقبال ميكند، سخنانشان را گوش ميدهد و به آنها پاسخ ميدهد. بر خلاف برخي تبليغات در نظام هراسي از اين اتفاق نيست.
با آنکه خیلی ها در ابتدا از سخنان انتقادی آن دانشجو ناراحت بودند اما استقبال رهبری از این سخنان و پاسخهای مهم ایشان جلسه را بسیار لذت بخش کرد.
وقتی جلسه را ترک می گفتیم، خدا را شکر می کردم از اینکه در جمهوری اسلامی دانشجوی معترض در مقابل بالاترین مقام کشور به راحتی و بدون ترس به تندی انتقاد می کند و با متانت پاسخ می شنود و رهبری از او تشکر می کند.
ای کاش همه مسوولان سعه صدر و برخورد پدرانه با منتقد را از رهبری درس بگیرند.
+ نوشته شده دردوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:52توسط رضا فیروزی
|
|